اندازه گیری تری گلیسیرید سدیم

مقدمه :

تری آسیل گلیسرول ها ، استر های گلیسرول و اسید های چرب بوده و شکل ذخیره ای اسید های چرب در بدن را تشکیل میدهند.این ماده به عنوان چربی در بدن شناخته میشود. در چربی های طبیعی کمتر دیده میشود که تنها یک نوع اسید چرب هر سه عامل الکلی گلیسرول را استری کرده باشد و بیشتر چربی های طبیعی مخلوطی از اسیل گلیسرول های مختلف می باشند.چربی های بدن دارای دو منشا یکی خارجی و دیگری داخلی هستند:

منشا داخلی چربی ها سنتز سلولی اسید های چرب گلسیرول و گلیسیرید ها توسط بافتای مختلف است.بافت چربی (adipose) مکان اصلی بیوسنتز اسید های چرب است.به اضافه ریه ها ، روده ، کبد نیز قادر به سنتز اسیدهای چرب می باشند.انسولین که موجب ورود گلوکز به داخل سلول می گردد واکنش های سنتز اسید های چرب را نیز افزایش می دهد و این شاید به آن علت است که واکنش های اسکیداسیون گلوکز در دوره پنتوز ها مقدار کافی NADH فراهم می سازد و این کوآنزیم از کوفاکتور های ضروری برای سنتز اسید های چرب است.

منشا خارجی چربی ها مواد غذایی هستند.روزانه بطور متوسط ۱۰۰ گرم چربی از این راه وارد بدن میشود.تقریبا تمام چربی های مواد غذایی طبیعی به صورت چربی حنثی ( تری گلیسیرید) می باشند. تری گلیسیرید های حیوانی حاوی اسید های چرب اشباع شده و تری گلیسیرید های گیاهی بویژه اسید های چرب غیر اشباعی مانند اسیداولئیک ، اسید لینولئیک و… هستند.

در جانداران همه چیزخوار مانند انسان ، کالری های اضافی که در مرحله ی غذا خوردن به بدن می رسند به صورت کربوهیدرات چربی ذخیره شدهو سپس در مدت زمانی که غذا خورده نمیشود بدن کالری مورد نیاز خود را از این گونه ذخایر تامین می کند.لیپو پروتئین ها نقش انتقال چربی های جذب شده در روده ها و چربی های شاخته شده در کبد به بافت های مختلف برای اکسیداسیون و همچنین به بافت چربی برای ذخیره شدت را به عهده دارند.در حالیکه ذخیره چربی در بافت چربی به صورت اسید های چرب آزاد گردیده و به صورت پیوند با آلبومین سرم توسط خون انتقال می یابد.

نارسائی ها در متابولیسم لیپید ها ممکن است در مراحل تولید و یا مصرف لیپو پروتئین ها رخ دهند که در این صورت افزایش یا کاهش لیپوپروتئین ها در خون مشهاده خواهد شد.متداول ترین این گونه نارسائی ها بیماری قند است که به علت کمبود هورمون انسولین و کاهش مصرف گلوکز توسط سلول مقادیر بیشتری اسید چرب از بافت چربی آزاده شده و به مصرف می رسد.این امر کاهش مصرف شیلومیکرون ها و لیپوپروتئین با چگالی بسیار کم (VLDL) را در برداشته و به افزایش میزان تری اسیل گلیسرول در خون منجر میشود. نارسایی های دیگری که از اختلال در سیستم های انتقال لیپوپروتئین ها بروز می نمایدبیشتر ناشی از ناهنجاری های موروثی استکه در مراحل سنتز قسمت پروتئینی لیپو پروتئین ( آپولیوپروتئین) در برخی آنزیم های کلیدی و یا در گیرنده های لیپو پروتئین ها در سطح سلول رخ می دهند. پاره ای از این گونه اختلالات افزایش کلسترول خون و بروز زودرس بیماری نصب شرائین را نیز در پی دارند.افزایش تراکم غیر عادی چربی ها در بافت های بدن موجب بروز بیماری های چاقی می گردد.که یکی از انواع آن را می توان ناشی از ناکافی بودن عمل حرارت ناشی از منشا مواد غذایی توسط بافت چربی قهوه ای دانست.

برای اندازه گیری تری گلیسیرید پلاسما دو روش وجود دارد :

۱٫روش شیمیایی (غیر آنزیمی ) :روش شیمیایی هنوز به عنوان روش مرجع CDC برای تری گلیسیرید بکار می رود.روش مرجع CDC از روند تلخیص کلروفرم همراه با کروماتوگرافی سالیسیلیک اسید برای جداسازی تری گلیسیرید ها استفاده می کند.گلیسرول به وسیله صابونی کردن ( هیدرولیز قلیایی تری گلیسیرید) آزاد می شود وبا سدیم پریرات اکسید می شود.

فرمالدهید تولید شده به وسیله واکنش با محلول اسید سولفوریکی کروموتروپیک اسید جهت تولید کروموفور صورتی اندازه گیری می شود.این روش برای گلیسرول اختصاصی نمی باشد.فرمالدهید همچنین از فسفولیپید های حاوی گلیسرول به طور غیر مستقیم تولید می گردد ، به هرحال این مواد و دگیر مواد مداخله کننده طی تلخیص و مرحله جذبی برداشته می شوند وبا اندازه گیری TG با استفاده از روش مرجع CDL مداخله نمی کنند.

۲٫روش آنزیمی : در این روش آنزیمی به نام لیپاز گلیسرید را به تری گلیسرید و اسید های چرب و کلسترول تبدیل میکند.گلیسرول حاصل با ATP در حضور کیناز به ADP وگلیسرول ۳فسفات تبدیل میگردد.گلیسرول ۳ فسفات با آب اکسیژنه و DAP (دهیدروکسی استنی فسفات) تبدیل می شود. آب اکسیژنه حاصل با آمینو آنتی پرین و ۲ ۴ دی کلروفنل در حضور پراکسیداز به کمپلکس صورتی تبدیل می گردد.

 

نمونه

لوله استاندارد

استاندارد

-

25میکرولیتر

سرم

-

-

نمونه

25 میکرولیتر

-

معرف کاری

5/2میلی لیتر

5/2میلی لیتر

روش انجام آزمایش:

*لوله ها را مخلوط کرده ،5 دقیقه در بن ماری 37 درجه انکوبه کرده و جذب نمونه و استاندارد را در مقابل بلانک معرف در 546 نانو مترمی خوانیم.(پایداری رنگ 60 دقیقه دور از نور مستقیم )

محاسبه:

خالص سازی با تصعید

تئوری :

روش تصعید را می توان به جای تبلور برای تخلیص بعضی از جامدات به کار برد. در این روش از اختلاف فشار بخار اجسام جامد استفاده می شود و این عمل از جهتی به تقطیر ساده شباهت دارد. نمونه ناخالص در درجه حرارتی پایین تر از نقطه ذوب آن گرم می شود و مستقیما از حالت جامد به صورت بخار در می آید و بعد بخار حاصل فورا در سطح سردی به حالت جامد متراکم می شود (متبلور می شود). این دو مرحله بدون مداخله حالت مایع صورت می گیرد.

دستگاههای تصعید دو خصلت مشترک دارند:

1-محفظه ای که می توان آنرا با اتصال به یک پمپ خلأ تخلیه کرد (نمونه ناخالص را در انتهای این محفظه می گذارند(

2-قسمت برآمده انگشت مانندی که در مرکز این محفظه است و می توان آنرا سرد کرد و سطحی فراهم کرد که بلورهای تصعید شده در روی آن بنشینند.

برای این که در این روش تخلیص به خوبی صورت گیرد باید دو اصل رعایت شود:
1-جسم باید فشار بخار نسبتا زیادی داشته باشد
2-فشار بخار ناخالصیها باید اختلاف زیادی با فشار بخار جسم اصلی داشته باشد (فشار کمتر بهتر است).

جسم جامد ناخالص را تا درجه حرارت معینی گرم می کنند. این درجه از درجه سطحی که باید جسم خالص روی آن متراکم شود (قسمت سرد) بیشتر است ولی از نقطه ذوب جسم کمتر است. جسم به وسیله فاز بخار به سطح سرد منتقل می شود زیرا فشار بخار و ناپایداری ترمودینامیکی آن مستقیما با درجه حرارت تغییر می کند.بلور هایی که در سطح سرد تشکیل می شوند بسیار خالص هستند زیرا مولکول ناخالصی معمولا در ساختمان بلوری که در حال تشکیل است داخل نمی شود و بنابر این در سطح سرد متراکم نمی شود.

به طور کلی روش تصعید اختصاص به موادی دارد که تقریبا قطبی نیستند و ساختمان نسبتا متقارنی دارند. در چنین شرایطی نیروی بین بلورها کمتر است و فشار بخار زیادتر است. شدت نیروی جاذبه ای که بین مولکولهای جسم جامد وجود دارد سهولت گریز مولکولها را از فاز جامد به فاز بخار تعیین می کند. مهمترین نیروی جاذبه نیرویی است که ماهیت الکترواستاتیکی داشته باشد. در ساختمانهای متقارن دانسیته الکترونی نسبتا به طور متقارن پخش شده و از این رو همان دو قطبی آنها کوچکتر از ساختمانهایی است که تقارن کمتری دارند و پخش الکترونی آنها قطبی تر است. ممان دوقطبی کوچک دلالت بر فشار بخار زیاد می کند. نیروی واندروالس نیز اهمیت دارد ولی معمولا اهمیت آن از نیروی جاذبه الکترواستاتیکی کمتر است. به طور کلی، مقدار نیروی واندروالس با افزایش وزن مولکولی زیاد می شود و بنابر این مولکولهای بزرگ حتی اگر متقارن باشند برای این تخلیص چندان مناسب نیستند.

هدف از انجام ازمایش:خالص سازی جامدات

مواد و وسایل مورد نیاز:بشر,شیشه ساعت,کاغذ صافی,قیف , پنبه , نفتالین ناخالص

شرح ازمایش:

1-بشر را از اب شهری پر کرده به اندازه 250 میلی لیتر

2-بشر را روی هات پیت گذاشته تا اب ان جوش اید

3-شیشه ساعت را بر روی ترازو قرار داده وعدد انرا صفر کرده تا وزن شیشه محاسبه نشود و 05/0گرم نفتالین را روی شیشه ساعت میریزیم

4-قیف را روی کاغذ صافی گذاشته و به اندازه قطر قیف روی کاغذ صافی خطی رسم می کنیم و در محدوده اندازه دهانه قیف سوراخ های ریزی را با سنجاق ایجاد می کنیم اندازه سوراخ ها به حدی باشد که نور از ان عبور کرده و پارگی در کاغذ صافی ایجاد نشود هر چه تعداد سوراخ ها بیشتر باشد کیفت کا بالاتر خواهد رفت (قطر دهانه قیف و شیشه ساعت باید با هم منطبق باشد تا به خوبی ب روی هم قرار بگیرد)

5-کاغذ اصفی را روی شیشه ساعتی که نفتالین روی ان ریخته شده قرار می دهیم

6-مقداری پنبه را لوله کرده و دهانه باریک قیف را مسدود می کنیم

7-وزن قیف را بعد از مسدود کردن با پنبه اندازه می گیریم (m1)

8-قیف را روی شیشه ساعتی که کاغذ صافی بر روی ان است قرار می دهیم به طوری که تمامی سوراخ های کاغذ صافی را شامل شود

9-مجموعه سوارشده و اماده شده را وری بشر که روی حرارت است قرار می دهیم

10-بعد از 30 دقیقه قیف را از روی سیستم به ارامی برداشته و در جایی قرار می دهیم تا سرد شود

11- قیف را بعد از سرد شدن برداشته و وزن انرا محاسبه می کنیم (m2)

12-مقدار وزن بلورهای سفید رنگی که قابل مشاهده است را از فرمول زیر بدست می اوریم

                                                                         m2 - m1

13-مقدار خلوص نفتالین را از فرمول زیر محاسبه می کنیم

                                        100 *  05/0 / m2 - m1  

ازمایش اثر امیلاز بر نشاسته

مقدمه

آنزیم ها

به عنوان کاتالیزور های حیاتی و شیمیایی هستند ، واکنش های متابولیکی را تسهیل می کنند .

اهمیت آنزیم ها :

·چون واکنش های شیمیایی را تسهیل و تسریع می کنند پس حیات امکان پذیر است .

·بسیاری از ناهنجاری های ژنتیکی و مادرزادی ناشی از کمبود یک یا چند آنزیم است که به تشخیص کمک می کند .

·برخی از دارو ها با مهار یا تحریک عمل آنزیم ، عمل خود را ظاهر می کنند .

·برای بررسی عملکرد طبیعی یک ارگان، اندازه گیری ضروری است .

 آنزیم ها به دو دسته تقسیم می شوند :

·یکسری فعالیت شان فقط به ساختمان پروتئینی بستگی دارد که اینها آنزیم های ساده هستند .

·آنزیم های مرکب : که علاوه بر ساختمان پروتئینی یکسری ترکیبات غیر پروتئینی هم دارند .

این ترکیب غیر پروتئینی می تواند فلز یا ماده ی غیر آلی باشد که اینها کوفاکتور و ممکن است ماده ی آلی باشد که به آنها کوآنزیم می گویند.

کوفاکتور ها شامل : Mg2+ ، Fe2+ ، Zn2+ ، Cu2+ و حتی Ca2+ باشد .

عملکرد این کوفاکتور به دو صورت است ، یا واسط هست برای اتصال آنزیم به ماده ی اولیه یا خودش عملکرد آنزیمی نشان می دهد (Fe2+ در ساختمان کاتالاز ، پراکسیداز و Cu2+ سیتوکروم اکسیداز و . . . وجود دارد . )

 جایگاه فعال ( Catalytic site ) :

در واکنش های آنزیمی ماده ای که آنزیم روی آن اثر می کند به نام سوبسترا گفته می شود ، تمام آنزیم در واکنش شرکت نمی کند بلکه قسمت کوچکی از آنزیم که به نام جایگاه فعال است در واکنش شرکت کرده و حاوی اسید های آمینه ی سرین و هستیدین است ، ( هر آنزیم نیمه عمر خاصی دارد که بستگی به نوع آنزیم و فعالیت و محل تولید آن دارد)

ویژگی های آنزیم :

·ویژگی نوری : به استثنای آنزیم اپی مراز epimerase ، بقیه آنزیم ها روی سوبسترایی اثر می کنند که از لحاظ نوری یکسان باشد یا چپ بر ( - ) و یا راست بر ( + )

·ویژگی به نوع واکنش : هر آنزیمی در بدن واکنش مشخص را انجام می دهد مثلا ً ترنسفراز انتقال مواد را بر عهده دارد

·ویژگی برای نوع پیوند : بر اساس نوع پیوندی که آنزیم اثر می کند ، آنزیم ها مختلف هستند ، مثلا ً برخی آنزیم ها هیدرولیز می کنند و برخی ها ترکیب می کنند .

·ویژگی شیمیایی : هر آنزیم بر اساس ماهیت خودش عملکرد بیولوژیکی خاصی نشان می دهد مثلا ً تریپسین ، بعد از اسید های آمینه ی لیزین و آرژنین را می شکند .

اصول کلی :

·در واکنش های آنزیمی 3 ماده وجود دارد : سوبسترا ، آنزیم ، محصول

· در واکنش های آنزیمی ، آنزیم مصرف نشده سالم باقی می ماند

·برای واکنش های آنزیمی مقدار اندکی از آنزیم ضروری است

·در واکنش های آنزیمی ، آنزیم زمان رسیدن به تعادل را کوتاه می کند

·برای افزایش سرعت واکنش های شیمیایی آ نزیم ها انرژی مورد نیاز را کمتر می کنند

اگر در یک واکنش غلظت سوبسترا و یا حرارت افزایش پیدا کند ، به دلیل افزایش تعداد برخورد های مؤثر سرعت بیشتر می شود ، برای اینکه ماده ی A به B تبدیل شود ، ابتدا بایستی انرژی بگیرد که به نام انرژی فعال سازی گفته می شود و بعد به ماده ی B تبدیل شود . آنزیم ها انرژی را کمتر می کنند

فاکتور های مؤثر بر واکنش های آنزیمی :

1 .  حرارت : باعث افزایش سرعت واکنش می شود که این امر ناشی از افزایش تعداد برخورد های مؤثر است تا 50 درجه سانتی گراد مؤثر بوده و بعد از آن بدلیل تخریب و یا دناتوره شدن ساختمان عملکرد آنزیم از بین می رود شخصی به نام وانت هوف  Vantt Hoff ضریب حرارتی را برای آنزیم ها ارزیابی کرده است که به ازای افزایش 10 درجه ی سانتی گراد سرعت واکنش مشخص خواهد شد ، این ضریب از 1/1 تا 3/5

تغیر است که در اکثر موارد 2 است

 

درجه ی حرارت اپتیمم Optimum : حرارتی که در آن دما بیشترین فعالیت را از خودش نشان می دهد

2 . PH : تغییرات PH هم بر روی آنزیم ها اثر می کند ، PH ای که بیشترین فعالیت را از خود نشان می دهد PH اپتیمم گویند که بین 5 تا 9 است

 تغییرات PH باعث تغییر در قسمت های زیر می شود :

· در ساختمان خود آنزیم می تواند مؤثر باشد

·سویسترا را یونیزه می کند .

· اسید های آمینه ای را که در جایگاه فعال آنزیم هستند را یونیزه می کند .

3 . غلظت سوبسترا و غلظت آنزیم :

افزایش غلظت آنزیم و غلظت سوبسترا می تواند سرعت واکنش را زیاد کند این افزایش در دو مرحله انجام می شود :

·در غلظت کم سوبسترا ، تغییرات سرعت متناسب با تغیرات سوبسترا است و معادله به صورت خطی است

· با افزایش غلظت سوبسترا ، مرحله ای می رسد که در آن معادله افزایشی را از خود نشان نداده و افزایش غلظت سوبسترا ، سرعت را تغییر نمی دهد که به این سرعت ، سرعت ماکزیمم می گویند Vmax . یعنی تمامی آنزیم ها از سوبسترا اشباع هستند و منحنی هم ثابت است .

 غلظتی از سوبسترا که در آن غلظت سرعت واکنش نصف سرعت ماکزیمم بشود به آن ضریب میکائیلیس منتون   ( Michaelis Menton ) می گویند

این دانشمند فرمول زیر را برای بررسی بهتر واکنش هاب آنزیمی در زمانی که غلضت سوبسترا یا سرعت واکنش تغییر پیدا می کند ، بیان کرده است .


معرف های لازم:

محلول آمیلاز/محلول آمیلاز که 5 دقیقه در آب جوش حرارت دیده است/محلول نشاسته/محلول لوگول/معرف بندیک/کاشی

روش آزمایش:

5 لوله آزمایش را از 1 تا 5 شماره گزاری کرده بر اساس جدول محلول های لازم را در هر یک از لوله ها ریخته لوله های آزمایش را در دمای 37 درجه سانتی گراد به مدت 10 دقیقه قرار داده یک میلی لیتر از محتویات هر لوله را در لوله جداگانه ریخته و به هر لوله یک میلی لیتر محلول لوگول اضافه کرده و رنگ آن را یادداشت می کنیم محلول ید در حضور نشاسته به رنگ ابی تیره و در غیاب نشاسته به رنگ نارنجی خواهد بود 5/2 میلی لیتر معرف بندیک به هر یک از لوله ها اضافه کرد و به مدت 5 دقیقه در حمام اب جوش قرار داده و رنگ لوله ها را در پایان مشاهده می کنیم.

شماره لوله

محتویات

1

5/2 میلی لیتر آمیلاز+5/2 میلی لیتر نشاسته

2

5/2 میلی لیتر آمیلاز حرارت دیده +5/2 میلی لیتر نشاسته

3

5/2 میلی لیتر آمیلاز

4

5/2 میلی لیتر آمیلاز حرارت دیده

5

5/2 میلی لیتر نشاسته

 

ازمایش اندازه گیری تری گلیسیرید سرم

مقدمه :

تری آسیل گلیسرول ها ، استر های گلیسرول و اسید های چرب بوده و شکل ذخیره ای اسید های چرب در بدن را تشکیل میدهند.این ماده به عنوان چربی در بدن شناخته میشود. در چربی های طبیعی کمتر دیده میشود که تنها یک نوع اسید چرب هر سه عامل الکلی گلیسرول را استری کرده باشد و بیشتر چربی های طبیعی مخلوطی از اسیل گلیسرول های مختلف می باشند.چربی های بدن دارای دو منشا یکی خارجی و دیگری داخلی هستند:

منشا داخلی چربی ها سنتز سلولی اسید های چرب گلسیرول و گلیسیرید ها توسط بافتای مختلف است.بافت چربی (adipose) مکان اصلی بیوسنتز اسید های چرب است.به اضافه ریه ها ، روده ، کبد نیز قادر به سنتز اسیدهای چرب می باشند.انسولین که موجب ورود گلوکز به داخل سلول می گردد واکنش های سنتز اسید های چرب را نیز افزایش می دهد و این شاید به آن علت است که واکنش های اسکیداسیون گلوکز در دوره پنتوز ها مقدار کافی NADH فراهم می سازد و این کوآنزیم از کوفاکتور های ضروری برای سنتز اسید های چرب است.

منشا خارجی چربی ها مواد غذایی هستند.روزانه بطور متوسط ۱۰۰ گرم چربی از این راه وارد بدن میشود.تقریبا تمام چربی های مواد غذایی طبیعی به صورت چربی حنثی ( تری گلیسیرید) می باشند. تری گلیسیرید های حیوانی حاوی اسید های چرب اشباع شده و تری گلیسیرید های گیاهی بویژه اسید های چرب غیر اشباعی مانند اسیداولئیک ، اسید لینولئیک و… هستند.

در جانداران همه چیزخوار مانند انسان ، کالری های اضافی که در مرحله ی غذا خوردن به بدن می رسند به صورت کربوهیدرات چربی ذخیره شدهو سپس در مدت زمانی که غذا خورده نمیشود بدن کالری مورد نیاز خود را از این گونه ذخایر تامین می کند.لیپو پروتئین ها نقش انتقال چربی های جذب شده در روده ها و چربی های شاخته شده در کبد به بافت های مختلف برای اکسیداسیون و همچنین به بافت چربی برای ذخیره شدت را به عهده دارند.در حالیکه ذخیره چربی در بافت چربی به صورت اسید های چرب آزاد گردیده و به صورت پیوند با آلبومین سرم توسط خون انتقال می یابد.

نارسائی ها در متابولیسم لیپید ها ممکن است در مراحل تولید و یا مصرف لیپو پروتئین ها رخ دهند که در این صورت افزایش یا کاهش لیپوپروتئین ها در خون مشهاده خواهد شد.متداول ترین این گونه نارسائی ها بیماری قند است که به علت کمبود هورمون انسولین و کاهش مصرف گلوکز توسط سلول مقادیر بیشتری اسید چرب از بافت چربی آزاده شده و به مصرف می رسد.این امر کاهش مصرف شیلومیکرون ها و لیپوپروتئین با چگالی بسیار کم (VLDL) را در برداشته و به افزایش میزان تری اسیل گلیسرول در خون منجر میشود. نارسایی های دیگری که از اختلال در سیستم های انتقال لیپوپروتئین ها بروز می نمایدبیشتر ناشی از ناهنجاری های موروثی استکه در مراحل سنتز قسمت پروتئینی لیپو پروتئین ( آپولیوپروتئین) در برخی آنزیم های کلیدی و یا در گیرنده های لیپو پروتئین ها در سطح سلول رخ می دهند. پاره ای از این گونه اختلالات افزایش کلسترول خون و بروز زودرس بیماری نصب شرائین را نیز در پی دارند.افزایش تراکم غیر عادی چربی ها در بافت های بدن موجب بروز بیماری های چاقی می گردد.که یکی از انواع آن را می توان ناشی از ناکافی بودن عمل حرارت ناشی از منشا مواد غذایی توسط بافت چربی قهوه ای دانست.

برای اندازه گیری تری گلیسیرید پلاسما دو روش وجود دارد :

۱٫روش شیمیایی (غیر آنزیمی ) :روش شیمیایی هنوز به عنوان روش مرجع CDC برای تری گلیسیرید بکار می رود.روش مرجع CDC از روند تلخیص کلروفرم همراه با کروماتوگرافی سالیسیلیک اسید برای جداسازی تری گلیسیرید ها استفاده می کند.گلیسرول به وسیله صابونی کردن ( هیدرولیز قلیایی تری گلیسیرید) آزاد می شود وبا سدیم پریرات اکسید می شود.

فرمالدهید تولید شده به وسیله واکنش با محلول اسید سولفوریکی کروموتروپیک اسید جهت تولید کروموفور صورتی اندازه گیری می شود.این روش برای گلیسرول اختصاصی نمی باشد.فرمالدهید همچنین از فسفولیپید های حاوی گلیسرول به طور غیر مستقیم تولید می گردد ، به هرحال این مواد و دگیر مواد مداخله کننده طی تلخیص و مرحله جذبی برداشته می شوند وبا اندازه گیری TG با استفاده از روش مرجع CDL مداخله نمی کنند.

۲٫روش آنزیمی : در این روش آنزیمی به نام لیپاز گلیسرید را به تری گلیسرید و اسید های چرب و کلسترول تبدیل میکند.گلیسرول حاصل با ATP در حضور کیناز به ADP وگلیسرول ۳فسفات تبدیل میگردد.گلیسرول ۳ فسفات با آب اکسیژنه و DAP (دهیدروکسی استنی فسفات) تبدیل می شود. آب اکسیژنه حاصل با آمینو آنتی پرین و ۲ ۴ دی کلروفنل در حضور پراکسیداز به کمپلکس صورتی تبدیل می گردد.

 

نمونه

لوله استاندارد

استاندارد

-

25میکرولیتر

سرم

-

-

نمونه

25 میکرولیتر

-

معرف کاری

5/2میلی لیتر

5/2میلی لیتر

روش انجام آزمایش:

*لوله ها را مخلوط کرده ،5 دقیقه در بن ماری 37 درجه انکوبه کرده و جذب نمونه و استاندارد را در مقابل بلانک معرف در 546 نانو مترمی خوانیم.(پایداری رنگ 60 دقیقه دور از نور مستقیم )

محاسبه:

گزارش کار ازمایش کلستروم سرم خون

مقدمه: 

کُلِستِرول (به انگلیسی: Cholesterol)، یکی از مولکول‌های زیستی و از دسته چربی‌ها (لیپیدها) است. این مولکول ساختار چندحلقه‌ای (آروماتیک) دارد. نقش عمده آن استحکام و انعطاف‌بخشی به غشا سلولها است. کلسترول نوعی چربی و از مواد مهم غشا است. کلسترول در خون هم وجود دارد. کلسترول خون از دو منبع اصلی تامین می‌شود: رژیم غذایی و تولید در کبد. کلسترول رژیم غذایی به طور عمده از گوشت، جگر،مغز، تخم مرغ و غذاهای لبنی به بدن می‌رسد. غذاهایی گیاهی کلسترول ندارند. پس از صرف غذا کلسترول از طریق روده جذب و سپس همراه با تری گلیسیرید ها درون پوششی پروتئینی بسته‌بندی می‌شود. این ترکیب چربی-پروتئین شیلومیکرون نام دارد. کبد هم می‌تواند کلسترول را از خون بردارد و هم آن را تولید و به درون خون بریزد. پس از صرف غذا کبد شیلومیکرون را از خون برداشته و در مدت زمان میان وعده‌های غذایی کلسترول را تولید و درون گردش خون میریزد.تفاوت ال‌دی‌ال و اچ‌دی‌المقدار زیاد کلسترول ال‌دی‌ال با بیماری‌های کرونری قلب در ارتباط است و به آن «کلسترول بد» گویند. لیپوپروتئین ال‌دی‌ال کلسترول را روی دیواره رگ‌ها نشانده و موجب شکل‌گیری ماده سخت و ضخیمی که همان پلاک کلسترول است می‌شود. با گذشت زمان پلاک کلسترول موجب زخیم‌شدن دیواره رگ و نازک‌شدن مجرای عبور خون می‌شود. این فرآیند تصلب شرائین (آترواسکلروسیس) نامیده می‌شود. چون لیپوپروتئین اچ‌دی‌ال با برداشتن دیواره کلسترول از شریان و بردن آن به کبد از تشکیل پلاک جلوگیری می‌کند، «کلسترول خوب» نامیده می‌شود. بنابراین مقدار ال‌دی‌ال بالا و اچ‌دی‌ال پایین، از فاکتورهای خطر ایجاد تصلب شریان است در حالی که نسبت پایین ال‌دی‌ال به اچ‌دی‌ال برای بدن بسیار سودمند است. هنگامی که ال‌دی‌ال بالا می‌رود کبد نه تنها کلسترول را تولید و به داخل خون میریزد؛ بلکه می‌تواند آن را از گردش خون بردارد. حذف سریع کلسترول ال‌دی‌ال از خون و کاهش آن، با تعداد گیرنده‌های فعال روی سطح سلول‌های کبدی مرتبط است. دو عامل ارث و رژیم غذایی تأثیر چشم‌گیری بر ال‌دی‌ال و اچ‌دی‌ال و کلسترول فرد دارند. برای نمونههاپیرکلسترولمیای فامیلی اف‌اچ یک اختلال ارثی است که در ان شخص بیمار دچار کمبود و نداشتن گیرنده‌های ال‌دی‌ال روی سطح سلول‌های کبدی می‌شود. در نتیجه افراد مبتلا تمایل بیشتری به پیشرفت تصلب شرائین و بیماریهای ایسکمیک قلبی در سنین بالاتر دارند. رژیم‌های غذایی که دارای مقدار بالای چربی‌های اشباع و کلسترول هستند موجب افزایش مقدار ال‌دی‌ال خون می‌شوند. تری گلیسیریدها براساس ساختمان شیمیایی‌شان به دو گروه اشباع و غیراشباع طبقه‌بندی می‌شوند. چربی‌های اشباع از گوشت و محصولات لبنی تامین می‌شوند و می‌توانند مقدار کلسترول خون را بالا ببرند. همچنین برخی از روغن‌های گیاهی که از نارگیل، نخل وکاکائو تهیه می‌شوند هم چربی اشباع بالایی دارند. ‌  اگر سطوح کلسترول شما غیر طبیعی است، احتمالاً شما هیچ علامت یا نشانه ای نداشته اید، بنابراین انجام آزمایش کلسترول یک روش مهم برای ارزیابی خطرات بیماری های ذکر شده است. مطالعات بسیاری نشان داده اند که بالا بودن سطوح کلسترول، خود یک ریسک فاکتور مشخص بیماری قلبی است که قاتل شمارۀ یک مردان و زنان است. چه انواعی از کلسترول اندازه گیری می شوند؟یک آزمایش کامل کلسترول، شامل اندازه گیری ۴ نوع از چربیها(لیپیدها)ی خون شماست: ·  کلسترول کم چگال(LDL). این لیپوپروتئین را گاهی کلسترول ” بد” می نامند. مقادیر زیاد آن در خون منجر به تجمع ذرات چربی (پلاک ها) در شریانهای شما می شود( که به آن آترواسکلروزیس یا تصلب شرایین می گویند) ، که جریان خون را کاهش می دهد. این پلاکها گاهی شریانها را مسدود می کنند و منجر به مشکلات قلبی- عروقی بزرگی می گردند. به علاوه در افراد مبتلا به دیابت و افرادی که احتمال ابتلا به بیماریهای قلبی در آنها بالاست، ذرات کلسترول LDL کوچکتر و فشرده تر می شوند، این ذرات ریز فشرده می توانند باعث صدمات بیشتر به عروق خونی شوند که این مشکلات در افراد کم خطرتر و افرادی که دیابت ندارند، کمتر است.·  کلسترول پرچگال(HDL): گاهی به آن کلسترول “خوب” می گویند، زیرا با بازکردن شریانهای شما به حمل و عبور کلسترول بد(LDL) کمک و جریان خون را تسهیل میکند.·  تری گلیسیریدها. تری گلیسیریها انواع دیگری از چربیهای خون شما هستند. هنگامی که شما غذا می خورید، بدن شما کالری های اضافی را به تری گلیسیرید ها تبدیل می کند که در سلولهای چربی ذخیره می شوند و بعدها برای تولید انرژی آزاد می شوند. سطوح بالای تری گلیسیرید معمولاً نشان دهندۀ آن است که شما به طور مرتب بیش از آنچه می سوزانید، کالری دریافت می کنید. همچنین در افراد چاق و آنان که مقادیر بسیار زیاد شیرینی یا الکل می خورند و در مبتلایان به دیابت که سطح قند خون زیادی دارند، سطوح تری گلیسیرید خون بالاست.·   کلسترول تام. این یعنی مجموع کل مقادیر کلسترول بدن شما.این چهار نوع چربی همراه هم تعیین کنندۀ احتمال حمله قلبی، سکته یا صدمات عروق خونی (بیماریهای عروقی) هستند. نتایج یک آزمایش کلسترول به صورت مقادیر به دست آمده بر حسب میلی گرم در هر دسی لیتر (mg/dl) ارائه می شود. اندازه گیری کلسترول تام به تنهایی امکان پذیر است، اگر چه این آزمایش تکی زیاد مورد استفاده قرار نمی گیرد، زیرا دانستن سطح کلسترول تام به تنهایی، به اندازۀ آزمایش های کامل کلسترول به تصمیم گیری پزشک شما کمک نمی کند. در سال ۲۰۰۱، گروهی از متخصصین به نام متخصصین برنامه طرح آموزشی کلسترول ملی، پیشنهاد کردند که بهترین آزمایش کلسترول، ۴نوع از چربیها در خون شما را که شامل شرح حال لیپیدهاست، اندازه گیری کنند. چه افرادی باید آزمایش کلسترول انجام دهند؟همه بزرگسالان ۲۰ سال به بالا باید هر ۵سال یک آزمایش کلسترول انجام دهند. اگر شما دارای سابقه فامیلی بیماریهای قلبی یا کلسترول بالا هستید، چاق هستید، فعالیت بدنی تان کم است، دیابت دارید یا زیاد در رژیم غذایی خود چربی می خورید، انجام آزمایش کلسترول برای شما بسیار مهم است. این فاکتورها شما را در خطر افزایندۀ کلسترول بالا و بیماری قلبی قرار می دهند. اگر سطوح کلسترول خون شما بالا رفته است، شاید پزشکتان از شما بخواهد که این آزمایشها را با فواصل زمانی کمتری انجام دهید. اگر سطح کلسترول خونتان غیر طبیعی است، دربارۀ اینکه هر چند وقت یکبار باید آزمایش بدهید، با پزشک خود صحبت کنید. این احتمال وجود دارد که پزشکتان از شما بخواهد در هفته های متعدد یا ماهها آزمایش را انجام دهید. قبل از آغاز هر نوع درمان براساس تنها یک آزمایش کلسترول غیر عادی، معمولاً چندین آزمایش در زمانهای مختلف انجام می دهند تا در تشخیص مطمئن شوند. اگر شما سالم هستید، باید مقادیر کلسترول خود را بدانید یک بیماری حاد، یک حمله قلبی یا استرس های شدید می توانند سطح کلسترول شما را تحت تأثیر قرار دهد. در طول بارداری، اغلب کلسترول بالاست، بنابراین خانم های باردار برای اندازه گیری آن، حداقل باید ۶ هفته بعد از تولد نوزادشان صبر کنند. 

روش انجام آزمایش:

لوله آزمایش

استاندارد

نمونه

استاندارد

25میکرولیتر

 

نمونه

 

25 میکرولیتر

معرف کاری

5/2 سی سی

5/2 سی سی

محتویات لوله ها را مخلوط کرده و به مدت 5 دقیقه در بن ماری 37 درجه سانتی گراد قرار می دهیم و سپس توسط اسپکتروفوتومتر چذب لوله تست و استاندارد را در طول وج 500 نانومتر مشاهده می کنیم.

 

بررسی اثر غلظت سوبسترا بر فعالیت آنزیم

مقدمه

واکنش های شیمیایی در سیستم های بیولوژیکی در حضور کاتالیزورها صورت می گیرد.این کاتالیزورها پروتئین های مخصوصی هستند که آنزیم نامیده می شوند.

در یک واکنش آنزیمی با سوبسترای ویژه خود ترکیب شده و کمپلکس آنزیم-سوبسترا را تشکیل می دهد.در انتهای واکنش سوبسترا به ماده ای به نام محصول تبدیل می گردد و آنزیم نیز بدون تغییر باقی می ماند.

E+S ↔ES →E +Product

آنزیم ها مولکولهای بزرگی هستند که بعضی فقط از پروتئین ساخته شده اند و بعضی دارای گروه های غیر پروتئینی به نام کوفاکتور می باشند.کوفاکتور ممکن است یون فلزی باشد یا مولکول آلی که در این صورت کوآنزیم نامیده می شود.

جایگاه فعال در ساختمان آنزیم ها قسمت کوچکی از مولکول آنزیم است که دارای ساختمان سه بعدی است و در عمل آنزیم ها شرکت می کند.سوبسترا در این محل به آنزیم متصل شده و تشکیل کمپلکس آنزیم سوبسترا را می دهد.سپس با تغییر در ساختمان سوبسترا محصول تشکیل شده و از آنزیم آزاد می گردد.

از خصوصیات برجسته آنزیم ها اختصاصی بودن و قدرت کاتالیتیک آنها است.به طوریکه بعضی آنزیم ها کاملا اختصاصی عمل می کنند.مثل آسپارتاز که واکنش دو طرفه آمونیاک و اسید فوماریک را کاتالیز نموده آسپارتیک تولید می کند.آنزیم آسپارتاز نمی تواند روی فرم D- آسپارتیک اسید و یا مالیک اسید که ایزومر سیس فوماریک اسید است اثر کند.

بعضی آنزیم ها روی تعدادی از ترکیبات که از نظر ساختمانی شبیه هستند،اثر می کنند.مثلا کیموتریپسین،پیوندهای پپتیدی را هیدرولیز می کند که گروه کربونیل آنها مربوط

به اسیدهای آمینه فنیل آلانین ،تیروزین و تریپتوفان باشد.

مشخص شده که فعالیت کاتالیتیکی برخی از آنزیم ها هنگام مجاورت با اسیدها و بازهای قوی ،حرارت و محلول های آلی از دست می رود.

عوامل موثر بر فعالیت آنزیم ها

عوامل موثر بر فعالیت آنزیم ها عبارتند از :

الف-اثر حرارت

دمایی که در آن یک آنزیم حداکثر فعالیت را از خود نشان می دهد دمای آپتیمم نامیده می شود.

افزایش درجه حرارت سبب افزایش سرعت واکنش های آنزیمی می شود.ولی چون آنزیم ها دارای ماهیت پروتئینی هستند حرارتهای بالا سبب دناتوره شدن و کم شدن فعالیت آنزیم ها می شود. به طوری که ر حرارت های ۸۰-۷۰ درجه آنزیم به کلی غیر فعال می شود.

ب-اثر PH

در یک PH خاص آنزیم حداکثر فعالیت را از خود نشان می دهد که به آن PH اپتیمم گویند.PH‌ اپتیمم برای آنزیم های مختلف متفاوت است مثلا PH اپتیمم آنزیم های پپسین،آمیلاز،آلکالین فسفاتاز و اسید فسفاتاز به ترتیب معادل ۵/۱ ، ۸/۶ ، ۹ و ۵ می باشد.

اگر PH محیط آنزیم از PH اپتیمم آن کمتر و یا بیشتر شود از فعالیت آنزیم کاسته می گردد.

ج-اثر غلظت آنزیم

سرعت واکنش آنزیمی با افزایش غلظت آنزیم به طور خطی افزایش می یابد.

د-اثر غلظت سوبسترا

در غلظت های کم سوبسترا به علت آزاد بودن مولکول های آنزیم ،کمپلکس های آنزیم-سوبسترا تشکیل شده و سرعت واکنش آنزیمی افزایش می یابد.در غلظت های بالاتر سوبسترا به علت اشباع شدن مولکول های آنزیم از سوبسترا سرعت واکنش آنزیمی دیگر افزایش نیافته بلکه در یک حد ثابت باقی می ماند که به آن سرعت ماکزیمم واکنش آنزیمی گویند.

فعالیت بیشتر آنزم ها به وسیله ترکیبات شیمیایی مخصوص مهار می شود.این ترکیبات را مهار کننده می گویند .اثر مهار کنندگی ممکن است برگشت پذیر و یا غیر قابل برگشت پذیر باشد. مهارکننده قابل برگشت به دو دسته تقسیم می شوند:

۱-مهارکننده رقابتی که از نظر ساختمان شبیه به سوبسترای حقیقی آنزیم بوده و با اتصال به جایگاه فعال آنزیم عمل آن را مهار می کنند.

۲-مهار کننده های غیر رقابتی که در محلی غیر از جایگاه فعال آنزیم متصل شده . با تغییر در ساختمان فضایی آنزیم عمل آنزیم را مهار می کنند.مهار کننده های غیر رقابتی شباهتی به سوبسترا ندارند.

معرف های لازم:

1.محلول آمیلاز

2.محلول نشاسته

3.محلول لوگول

روش آزمایش:

1. 5 لوله آزمایش را از 1 تا5 شماره گذاری کرده

2. به هر لوله طبق جدول زیر مقادیر مختلف نشاسته و آنزیم آملاز میریزیم

3. لوله های آزمایش را در دمای 37 درجه سانتی گراد به مدت 15 دقیقه قرار می دهیم

4. پس از گذشت 5 دقیقه زمان به تمامی لوله ها 1 میلیل لیتر از محلول لوگول اضافه می کنیم و مشاهدات خود را یاد داشت می کنیم

 

شماره لوله

نشاسته(میلی لیتر)

آمیلاز (میلی لیتر)

1

25/0

4/0

2

50/0

4/0

3

1

4/0

4

2

4/0

5

4

4/0

 

نتیجه گیری:

فعالیت انزیم با افزایش بیشتر شده ولی از مقدار ثابتی به بعد ثابت می ماند

اندازه گیری گرمای انحلال

تعیین گرمای انحلال پتاسیم نیترات

آزمایش تئوری:

گرماي انحلال گرمايي است که به هنگام حل شدن مواد درحلال بامحيط اطراف مبادله مي شود . بااندازه گيري تغيير دماي حلال پس از انحلال ماده مي توان گرماي انحلال را محاسبه نمود.

انحلال مواد درحلال طي سه مرحله انجام مي پذيرد.

درمرحله اول جاذبه بين بعضي از ذرات حلال ازبين مي رود  ،درنتيجه اين مرحله گرماگير است.

درمرحله دوم جداشدن ذرات حل شونده صورت مي گيرد که اين مرحله نيز گرماگير خواهد بود .

اما درمرحله سوم بين ذرات حلال وحل شونده جاذبه برقرار مي شود،که درنتيجه آن گرما آزاد خواهد شد .

مجموع گرماي اين سه مرحله گرماي انحلال ناميده مي شود ،لازم بتذکر است که علاوه بر عامل انرژي نقش عامل بي نظمي را در انحلال پذيري  مواد  بايد درنظرداشت.انحلال اغلب مواد جامد درآب باافزايش بي نظمي همراه است .مواد جامد يوني ضمن انحلال درآب  يون هاي آبپوشيده تشکيل مي دهند و مواد کوالانسي  مولکولي  نظير الکل ، اوره  و شکر به کمک پيوند هيدروژني. 

مفهوم ظرفیت گرمایی:

"ژول" با آزمایش نشان داد که هرگاه مقدار معینی از انرژی مکانیکی به گرما تبدیل شود، مقدار گرمای حاصل همیشه یکسان است. بنابراین هم‌ارزی گرما و کار مکانیکی به‌عنوان دو شکل انرژی کاملا محرز است. " هلمهولتز " اولین کسی بود که بوضوح بیان کرد که نه‌تنها گرما و انرژی مکانیکی ، بلکه تمام شکلهای انرژی هم‌ارزند و مقدار معینی از یک شکل انرژی از بین نمی‌رود، مگر آنکه همان مقدار در یکی از شکلهای دیگر انرژی ظاهر شود، بنابراین گرما صورتی از انرژی است.    

حال اگر چنانچه بخواهیم دمای جسمی را به اندازه واحد افزایش دهیم، در این صورت بسته به نوع جسم ، این مقدار گرما متفاوت خواهد بود. کلمه ظرفیت، در ظرفیت گرمایی بویژه گمراه کننده است، چون عبارت مقدار گرمایی را که یک جسم می‌تواند نگه دارد، به یاد می‌آورد که اساسا بی‌معنا است.اصولا می‌توان ظرفیت گرمایی را به‌عنوان یک ثابت تناسب در نظرگرفت، یعنی مقدار گرمای داده شده به یک جسم با تغییر دمای آن جسم متناسب است و با ضرب کردن ظرفیت گرمایی در طرف دوم این رابطه ، رابطه تناسبی به یک تساوی تبدیل می‌شود، یعنی نسبت مقدار انرژی گرمایی که به یک جسم داده می‌شود، بر افزایش دمای متناظر با آن را ظرفیت گرمایی آن جسم می‌گویند به عبارت دیگر نسبت گرمای مبادله شده با سیستم به تغییر دمای ناشی از مبادله گرما را ظرفیت گرمایی می گویند.

ظرفیت گرمایی واحد جرم یک جسم را ظرفیت گرمایی ویژه آن جسم و ظرفیت گرمایی به ازای یک مول از ماده را ظرفیت گرمایی مولی می گویند. گرما از طریق آثار آن بر جسمی که از آن عبور می کند بررسی می شود. می توان تصور کرد که هر جسم ظرفیتی برای گرما دارد. هر چه در یک جسم تغییر دما به علت انتقال مقدار مشخصی از گرما کم تر باشد، ظرفیت آن بیش تر است. مشکل این است که C را، مانند Q، به جای یک تابع حالت، یک کمیت وابسته به فرایند می کند. انرژی داخلی ماده با افزایش دما زیاد می شود. این افزایش به شرایطی بستگی دارد که گرما داده می شود. ظرفیت گرمایی در حجم ثابت را با CV نمایش می دهند.

به بیان دیگر گرمای ویژه هر جسم عبارت است از مقدار گرمایی که باید به یک کیلو گرم از آن جسم داده شود تا دمای آن یک درجه سلسیوس افزایش یابد.

گرمای ویژه C = Q/m∆Ө             Q = mC∆

که Q گرمای واکنش، m جرم، C گرمای ویژه، ∆Ө اختلاف دما  می باشد.

ارزش آبی جسم

 میزان گرمایی که دمای جسم را به اندازه واحد دما تغییر می دهد ظرفیت گرمایی جسم نامیده می شود. اگر مقدار گرمای داده شده به جسم را با Q و تغییر دمای آن را با Δθ نشان دهیم،  A، ظرفیت گرمایی جسم از رابطه A=Q/Δθ  به دست می آید.

 برای یک ماده خالص ظرفیت گرمایی واحد جرم آن ماده را گرمایی ویژه آن می نامند و با c نشان  می دهند بنا بر این ظرفیت گرمایی جرم m از یک ماده خالص از  رابطه   A=mc. Δθ تعیین می شود.گرمای ویژه آب خالص بنا به تعریف کالری برابر یک کالری بر گرم بر درجه سانتیگراد است . بنا بر این جسمی که ظرفیت گرمایی آن A است در مقابل گرما نقشی معادل A گرم آب دارد. به همین دلیل A را ارزش آبی جسم نیز می نامند. 

آزمایش نظری:

وسايل و مواد مورد نياز :

1. بشر      2. استوانه مدرج    3. پتاسيم نيترات    4.هیتر     5. آب    6.. ترازوي ديجيتالي       7. دما سنج

توجه : ابتدا وسايل مورد نياز را با آب شهري و سپس با آب مقطر مي شوييم تا از تمييز بودن آن اطمينان حاصل شود .

ازمایش در دو مرحله انجام می شود :

الف)تعیین ارزش آبی کالریمتر

ب) تعیین گرمای انحلال نیترات پتاسیم

 

مراحل انجام آزمایش الف:

ابتدا 25میلی لیتر اب را با استفاده از استوانه مدرج اندازه می گیریم و داخل کالریمتر می ریزیم و سریع درب پوش آن را قرار می دهیم و از شیار آن دما سنج را داخل گرماسنج انتقال می دهیم به صورتی (T1)که دما سنج کامل با انتهای ظرف تماس داشته باشد. پس از گذشت یک دقیقه و ثابت شدن دما دمای آب را یادداشت می نماییم که برابر20درجه می باشد .سپس 25میلی لیتر اب را با استوانه مدرج اندازه گرفته و داخل بشر می ریزیم و بر روی هیتر تا دمای60درجه (دمای ثانویه)گرم می نماییم .باید توجه داشت دما سنج با انتهای بشر حداقل نیم سانتی متر فاصله داشته باشد. هنگامی که دمای آب داخل بشر به دمای مورد نظر رسید انرا به داخل کالریمتر ریخته و درب پوش انرا قرار می دهیم.وبا دما سنج پس از گذشت چند دقیقه و ثابت شدن دمای دما سنج دمای انرا ( دمای کل)که 31درجه می باشد را یاد داشت می کنیم.                                                                                                       

انجام محاسبات:                                                                                                                                                    

                                                                                                                                   Tدمای کل:31=

دمای ثانویه:T2=60            دمایی که آب گرم از دست می دهد:Q1    

دمایی که آب سرد و اجزاء کالریمتر می گیرد:Q2         ارزش آبی کالریمتر:A          ظرفیت گرمایی ویژه آب:C=4/18                         وزن آب:m

Q1 = m C (t2 – t)        Q2 = (m .C + A) (t – t1)

=> m C  (t2 – t) = (m. C + A) ( t – t1)   Q1 = Q2

 

 

 

 

 

مراحل انجام آزمایش ب:

ابتدا 50 میلی آب را داخل کالریمتر می ریزیم.دمای آب داخل کالریمتر را تعیین می نماییم که برابر 5/22 درجه(t1)می باشد.سپس یک گرم پتاسیم نیترات را با ترازوی دیجیتال اندازه گیری می کنیم. باید توجه داشت که در هنگام اندازه گیری پتاسیم نیترات را بر روی کاغذی می ریزیم که عدد ترازو بعد از قرار گیری کاغذ بر روی صفر تنظیم شده باشد.سپس نیترات پتاسیم را به آب داخل کالریمتر اضافه می کنیم و درب کالریمتر را فورا قرار می دهیم و دما سنج را از شیار آن وارد می کنیم .و تا ثابت شدن دمای کالریمتر آنرا بهم میزنیم .پس از ثابت شدن دما دمای 5/21بدست می آیدکه به عنوان (t2)در نظر می گیریم.

انجام محاسبات:

جرم مولکولی پتاسیم نیترات:101M         وزن آب:m1=50         وزن نیترات پتاسیم:m2=1

ظرفیت گرمای ویژه اب:c1=4/18       ظرفیت گرمایی ویژه پتاسیم نیترات:c2=0/88

Q1=Q  اب+پتاسیم نیتراتQ3+Q2کالریمتر

m1C1 (t2 – t1) + A (t2 – t1) + m2 C2 (t2 – t1) = Q

گرمای انحلال مولی=QX101

 

 

 

 

نتیجه گیری:

از این آزمایش می توان نتیجه گرفت که هر چه ظرفیت گرمایی یک ماده بیشتر باشد، آن جسم دیرتر گرم شده و وقتی گرم شد دیرتر سرد می شود که مقدار آن ثابت بوده واین امر برمقدار گرمای واکنش تاثیر گذار است.

 

سوالات:

1-چه تفاوتی بین ظرفیت گرمایی و ظرفیت گرمایی ویژه وجود دارد؟

ظرفیت گرمایی مقدار گرمای مورد نیاز برای تغییر دمای جسم به اندازه0C1 است ولی در ظرفیت گرمایی ویژه گرمایی ویژه گرمایی مورد نیاز برای گرم کردن به اندازه یک درجه سانتیگراد برای واحد جرم جسم است.

Top of FormBottom of Form

2-آیا ظرفیت گرمایی ویژه به دما بستگی دارد؟

بله – طبق رابطه                 با آن رابطه عکس دارد.

معرف جونز و لوکاس

تئوری آزمایش

در شیمی به هر ترکیب شیمیایی که یک گروهِ هیدروکسیل (‎-OH‏) متصل به کربن یک آلکیل داشته‌باشد، الکل گویند. فرمول کلی یک الکل ساده  عیر حلقه‌ای 2n+1 ‎CnH‏ است. در شیمی الکل‌ها در شمار گروه مهمی از ترکیب‌های شیمیایی هستند و در واکنش‌های گسترده‌ای شرکت می‌کنند و بسیاری از ترکیب‌های شیمیایی از آن‌ها به دست می‌آیند، به طوری در کتاب شیمی آلی موریسن و بوید آمده‌است که اگر به شیمیدانی بگویند او را با ده ترکیب شیمیایی دریک جزیره تنها خواهند گذاشت الکل یکی از آن‌ها خواهدبود. به طور کلی، زمانی که نام الکل به تنهایی به کار می‌رود، معمولاً منظور اتانول است که همان الکل گرفته‌شده از جو یا عرق یا همان مشروبات الکلی می‌باشد. اتانول مایعی بی‌رنگ و فرار وبا بویی بسیار تند است که از تخمیر شکرها به دست می‌آید. همچنین گاه به هر گونه نوشیدنی که الکل داشته‌باشد، الکل می‌گویند. هزاران سال است که معمولاً الکل به عنوان یکی از عامل‌های اعتیادآور به شمار می‌آید.الکل‌های دیگر بیشتر با صفت‌های مشخص‌کننده ویژه خود می‌آیند. مانند الکل چوب (که همان متانول است) یا ایزوپروپیل الکل. پسوند «ول» نیز در پایان نام شیمیایی همه الکل‌ها می‌آید.

الکل:

الکلها از مهم ترين ترکيبات آلي اکسيژن دار به شمار مي روند . در گروه آنها يک گروه هيدروکسيل, به يک اتم کربن سير شده (کربن با هيبريد sp3) متصل است . گروه هيدروکسيل را عامل الکلي مي نامند. فرمول عمومی الکلها ، ROH است که در آن ، R یک گروه آلکیل یا آلکیل استخلاف شده است. این گروه می‌تواند نوع اول ، دوم یا سوم باشد، ممکن است زنجیرباز یا حلقه‌ای باشد، ممکن است دارای یک اتم هالوژن ، هیدروکسیل‌های بیشتر یا یکی از بسیاری گروههای دیگری باشد که فعلا برای ما ناآشنا است. همه الکلها ، دارای گروه هیدروکسیل (-OH) هستند که بعنوان گروه عاملی ، خواص مشخصه این خانواده از ترکیبها را تعیین می‌کند. تغییر و تنوع در ساختار R می‌تواند بر سرعت واکنشهای الکلها و حتی در موارد معدودی بر نوع واکنشها نیز تاثیر گذارد.

خواص فیزیکی الکل ها:دمای جوش در میان هیدروکربنها ، به نظر می‌رسد که عوامل تعیین کننده دمای جوش ، عمدتا وزن مولکولی و شکل مولکول باشند. در الکلها ، با افزایش تعداد کربن ، دمای جوش بالا می‌رود و با شاخه‌دار کردن زنجیر ، دمای جوش پایین می‌آید، اما نکته غیر عادی در مورد الکلها این است که آنها در دمای بالا به جوش می‌آیند. این دمای جوش بسیار بالاتر از دمای جوش هیدروکربنها با وزن مولکولی یکسان است و حتی از دمای جوش بسیاری ترکیبها با قطعیت قابل ملاحظه بالاتر است.دمای جوش بالای آنها ، به علت نیاز به انرژی بیشتر برای شکستن پیوندهای هیدروژنی است که مولکولها را در کنار هم نگه داشته‌اند. حل شدن الکلها رفتار الکلها بعنوان حل شده نیز توانایی آنها برای تشکیل پیوندهای هیدروژنی را منعکس می‌کند. برخلاف هیدروکربنها ، الکلهای سبک با آب امتزاج ‌پذیرند. از آنجا که نیروهای بین مولکولی الکلها همانند نیروهای بین مولکولی آب است، دو نوع مولکول با یکدیگر قابل اختلاط هستند. انرژی لازم برای شکستن یک پیوند هیدروژنی بین دو مولکول آب یا دو مولکول الکل ، با تشکیل یک پیوند هیدروژنی بین یک مولکول آب و یک مولکول الکل تامین می‌شود.

پيوند هيدروژني نوعي جاذبه ي مولکولي است و بين مولکولهايي به وجود مي آيد که هيدروژن متصل به يک عنصر الکترونگاتيو قوي مانند فلوئور يا اکسيژن يا نيتروژن دارند . پيوند O-H در الکلها به شدت قطبي است , زيرا اکسيژن الکترونگاتيوتر از هيدروژن است و الکترونهاي پيوندي را به سوي خود مي کشد . در نتيجه , اکسيژن مقداري بار منفي و هيدروژن مقداري بار مثبت پيدا مي کند .به اين ترتيب مولکولهاي الکل مي توانند يکديگر را جذب کنند و مجموعه هاي مولکولي تشکيل دهند .

 وسایل مورد نیاز:

 لوله آزمایش، پیپت، استوانه مدرج، جا لوله ای.

انجام آزمایش:

نمونه مجهول را که شامل یک محلول است داخل سه لوله آزمایش تقسیم می کنیم در داخل یکی از لوله ها معرف لوکاس می ریزیم متوجه می شویم که به محض مخلوط شدن تغییر رنگ صورت گرفته و کدر می شود پس نتیجه می گیریم مجهول الکی شماره سه است.

نتیجه گیری      

  معرف جونز و لوکاس دو معرف شیمیایی جالب برای شناسایی نوع الکل‌ها هستند. اساس کار معرف جونز اکسایش الکل‌ها و معرف لوکاس تشکیل یون پایدار است. بنابراین معرف جونز به‌عنوان اکسنده‌ی قوی، قادر است الکل‌هایی که کربن متصل به هیدروکسی در آنها حداقل یک اتم هیدروژن دارد اکسید کند. از طرفی الکل‌های نوع سوم یون‌های مثبت پایداری تولید می‌کنند که طول عمر خوبی دارند و به معرف لوکاس پاسخ سریع می‌دهند.

آزمایش اندازه گیری گلوکز خون

مقدمه:

در شرایط طبیعی غلظت گلوکز خون در محدوده باریکی ، معمولا بین 90 - 80 میلیگرم در دسی لیتر هر روز صبح قبل از صرف صبحانه در شخص ناشتا کنترل می‌شود. این غلظت در حدود ساعت اول بعد از صرف یک وعده غذا به 140 - 120 میلیگرم در دسی لیتر خون افزایش می‌یابد. اما سیستمهای فیدبکی برای کنترل گلوگز خون غلظت گلوکز را به سرعت (معمولا در ظرف 2 ساعت بعد از آخرین جذب کربوهیدراتها) به حد طبیعی باز می‌گردانند. بر عکس ، در حالت بی‌غذایی ، بوسیله گلوکونئوژنز در کبدگلوکز مورد نیاز برای حفظ غلظت گلوکز در حد ناشتا را تامین می‌کند. این مقادیر برای بیماران دیابتی قدری بالاتر است.

کنترل سطح قند خون :

کبد به عنوان یک سیستم بافری مهم برای گلوکز خون عمل می‌کند به این معنی که هنگامی که گلوکز خون به دنبال صرف یک وعده غذا تا غلظت زیادی بالا می‌رود میزان ترشح انسولیننیز افزایش می‌یابد و در حدود 3/2 گلوکز جذب شده از روده بلافاصله به گلیکوژنتبدیل شده و در کبد ذخیره می‌شود. در طی ساعات بعد که غلظت گلوکز خون و نیز در این ترشح انسولین کاهش می‌یابد، کبد گلیکوژن را تجزیه و به گلوکز تبدیل می‌کند. این تنظیم در بیماران با اختلالات کبدی تقریبا غیر ممکن است.

علاوه بر انسولین ، گلوکاگون نیز در تنظیم مقدار قند خون دخیل است. این هورمون بر عکس انسولین کار می‌کند. بطوری که با کاهش گلوکز خون ترشح گلوکاگون افزایش می‌یابد و برعکس انسولین ، موجب تجزیه گلیکوژن و به سطح نرمال رساندن غلظت گلوکز می‌شود.

یک اثر مستقیم کاهش غلظت گلوکز خون تحریک غده هیپوتالاموس و سیستم عصبی سمپاتیکمی‌باشد که موجب ترشح اپی نفرین از غدد فوق کلیویمی‌گردد. اپی نفرین بر روی کبد اثر کرده و موجب آزاد سازی گلوکز می‌شود.

·  دو هورمون رشدو کورتیزول نیز در این تنظیم موثرند چرا که مقدار مصرف را بوسیله قسمت اعظم سلولهای بدن کاهش می‌دهند و بجای آن ، گلوکز را به چربیتبدیل می‌کنند.

اهمیت بالا نرفتن سطح گلوکز خون :

گلوکز مقدار زیادی فشار اسمزیدر مایع خارج سلولی اعمال می‌کند اگر مقدارش افزایش یابد فشار اسمزی خارج سلول هم افزایش می‌یابد و همین موجب بهم خوردن قدرت ترابری غشای سیتوپلاسمیگردیده و همین خود به نتایج ناخوشایندی چون ادم ، از دست دادن آب سلول و ... می‌گردد.

گلوکز زیادی از طریق ادرار دفع می‌گردد و همراه این مایعات و الکترولیتهای بدن نیز تخلیه می‌شود.

·  افزایش دراز مدت سطح گلوکز خون ، موجب آسیب بسیاری از بافتها و بویژه رگهای خونیآنها می‌گردد و همین ممکن است به نتایجی چون حمله قلبی ، سکته مغزی ، بیماریهای کلیوی گردد.

انواع بیماری دیابت:

دیابت نوع1: در دیابت نوع 1 كه 15- 10درصد كل موارد دیابت را تشكیل می ‌دهد، تولید انسولین از پانكراس به علت از بین رفتن سلول‌های سازنده ی انسولین، متوقف می ‌شود. به همین دلیل افراد مبتلا به این نوع دیابت باید از بدو تشخیص، انسولین مورد نیاز بدن را به صورت تزریقات روزانه تأمین كنند. به همین دلیل به آن "دیابت وابسته به انسولین" نیز می گویند.

دیابت نوع 1 اغلب در سنین زیر 30 سال به وجود می‌ آید، لذا به آن "دیابت جوانی" نیز می گویند.

دیابت نوع2: دیابت نوع 2 بیشتر در بالغین بالای 30 سال و چاق دیده می ‌شود که 90- 85 درصد كل موارد دیابت را شامل می گردد و انسولین تولید شده از پانكراس در این افراد به خوبی عمل نمی ‌كند. در واقع یا پانكراس به اندازه ی كافی انسولین ترشح نمی‌ كند و یا این كه انسولین ترشح شده، به علت وجود مقاومت سلول ها به انسولین مخصوصاً در افراد چاق، فاقد كارآیی لازم است.

به این نوع دیابت، "دیابت غیر وابسته به انسولین" یا "دیابت بزرگسالان" نیز می گویند.

دیابت حاملگی: دیابت حاملگی به دیابتی گفته می ‌شود كه برای اولین بار در طول حاملگی تشخیص داده شود. این نوع دیابت معمولاً گذراست و بعد از اتمام حاملگی بهبود می ‌یابد. خانم‌های مبتلا به دیابت حاملگی بعداً در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع 2 هستند.

آزمایشات قند خون:

تست گلوكز ميزان قند خون خاصي به نام گلوكز را در خون شما اندازه مي گيردگلوكز از غذاهاي كربوهيدراتي به وجود مي آيد. قند گلوكز منبع اصلي انرژي مصرفي در بدن مي باشد. انسولين هورموني است كه به سلول ها ي بدن شما براي استفاده از گلوكز كمك مي كند. انسولين در پانكراس توليد مي شود و در هنگام بالا رفتن ميزان گلوكز وارد جريان خون مي شود . به طور طبيعي ميزان گلوكز خون شما پس از صرف غذا به طور محسوسي بالا مي رود.  اين ميزان افزايش در گلوكز باعث توليد انسولين مي شود تا مانع از بالارفتن بيش از حد سطح گلوكز شود. بالا ماندن سطح گلوكز براي مدت طولاني در خون شما منجر به آسيب به چشم ها، كليه ها، اعصاب و عروق خوني مي شود.

قند خون ناشتا (FBS  ): اين آزمايش قند خون شما را زماني اندازه مي گيرد كه شما حداقل براي 8 ساعت چيزي نخورده باشيد. معمولا" اين آزمايش اولين مرحله براي براي تشخيص  ديابت مي باشد.

قند خون دوساعت بعد از غذا: اين آزمايش قند خون شما را دقيقا" 2 ساعت بعد از صرف غذا اندازه مي گيرد. اين ازمايش براي تشخيص ديابت كاربرد ندارد.

قند خون تصادفي : اين آزمايش قند خون را بدون توجه به زمان آخرين وعده ي غذايي شما اندازه مي گيرد. ممكن است چندين بار به طور اتفاقي در طول روز ميزان قند خون شما اندازه گرفته شود. اين ازمايش مفيد است زيرا سطح گلوكز خون افراد نرمال تغيير بسيار زيادي در طول روز نشان نمي دهد. تغييرات بيش از اندازه در ميزان قند خون ممكن است به دليل وجود مشكل باشد. اين آزمايش براي تشخيص ديابت كاربرد ندارد.

آزمايش تحمل گلوكز دهاني(oral glucose tolerance test  ): براي تشخيص ديابت به كار مي رود. آزمايش تحمل گلوكز شامل يكسري از اندازه گيري هاي گلوكز خون شما پس از نوشيدن مايع شيريني است كه داراي گلوكز مي باشد. اين آزمايش در حال حاضر براي تشخيص ديابت حاصل از بارداري( gestational Diabetes  ) به كار مي رود. در حال حاضر اين تست براي تشخيص ديابت در افرادي كه باردار نيستند استفاده نمي شود.

گليكوهموگلوبين A1C  (Glycohemoglobin AC1  ): اين آزمايش ميزان گلوكز اتصال يافته به گلبول هاي قرمز را اندازه مي گيرد. ازاين آزمايش مي توان براي تشخيص ديابت استفاده نمود. همچنين نتايج اين آزمايش ميزان پيشرفت سلامتي فرد مبتلا به ديابت در دو و سه ماه اخير و نياز به تغيير و يا ادامه ي شيوه ي فعلي درمان را بررسي مي كند.  نتيجه آزمايش AC1 مي تواند معياري براي ميزان متوسط قند خون شما باشد. به اين مقدار، "متوسط گلوكزبراورد شده" يا "eAG" گفته مي شود.

مواد  و وسایل مورد نظر آزمایش:

سرم-کیت(دارای 1-2-3-4بصورت Reagent)-آب مقطر-بن ماری-اسپکتروفوتومتر

روش آزمایش:

 محتویات لوله ها را مخلوط کرده و در بن ماری در دمای 37درجه به مدت ده دقیقه قرار داده

سپس ابتدا دستگاه اسپکتروفوتومتری را بلانک کرده.بعد نمونه را با طول موج 500در آن قرا رمی

دهیم.میزان جذب را یادداشت می نماییم.

 

 

 

T

S

 

 

سرم

25 میکرولیتر

 

 

استاندارد

25 میکرولیتر

 

 

محلول کار آماده

5/2cc

5/2cc

 

 

 

محاسبات

سنتز استانیلید

تئوری آزمایش

آمین های استیل دار شده آروماتیک به عنوان مسکن درد اهمیت ویژه ای دارند و در زمره داروهایی که بدون نسخه پزشک خریداری و مورد استفاده قرار می گیرند. استانیلید ، فناستین و استامینوفن مسکن های ملایم و کاهش دهنده تب می باشند.

استانیلید خالص سمی است و از راه پوست به بدن صدمه می زند. از استانیلید در تهیه داروها و رنگها و همچنین به عنوان تثبیت کننده به محلول آب اکسیژنه استفاده می شود.استانیلید یا همانN -فنیل استامید دارای فرمول C6H5NHCOCH3 بوده و جزء دسته آمین های نوع دوم است. با وجود آنکه از این ماده در تهیه داروها استفاده می شود.مصرف زیاد یا طولانی استانیلید سبب بیماری خونی بنام مت هموگلوبینمیا می شود. در این بیماری ، اتم آهن مرکزی هموگلوبین از حالت آهن(II) به حالت آهن(III) تبدیل می شود و مت هموگلوبین می دهد. مت هموگلوبین نمی تواند حمل اکسیژن را در خون انجام دهد و نتیجه آن نوعی کم خونی است که با کاهش هموگلوبین یا از دست رفتن سلول های قرمز همراه است.از واکنش آمین با اسید انیدرید ، آمید تشکیل می شود. استیل دار شدن آمین از راه های متفاوتی انجام می شود که عبارتند از واکنش آمین با استیک انیدرید ، استیل کلرید و یا استیک اسید گلاسیال. استفاده از استیک انیدرید برای سنتز آزمایشگاهی ارجحیت دارد. زیرا خلوص محصول و بازده آن مناسب است.

سنتز استانیلید از آنیلین:

 استیل دار کردن آنیلین با استفاده از استیک انیدرید در محیط اسیدی به سادگی و با راندمان نسبتا خوبی امکانپذیر است. عامل استیله کننده در این آزمایش استیک انیدرید میباشد

انواع آنیلین                      ۱( تجاری                                           ۲( خالص شیمیایی

کاربرد و مصارف

۱( بطور وسیع در ساخت رنگهای نساجی و مواد میانی رنگهای نساجی استفاده می شود.

۲( در صنایع لاستیک سازی ، از مشتقات آنیلین به عنوان تسریع کننده و تقویت و استحکام لاستیک و ضد اکسید شدن استفاده می شود.

۳( در صنایع داروسازی ، آنیلین در ساخت داروهای سولفانیل آمید و عوامل شیرین کننده سنتتیک مصرف می شود.

۴( آنیلین همچنین در صنایع انفجاری از اهمیت خاصی برخوردار است و در ساخت ژلاتین و نیتروتولوئن استفاده می شود.

خصوصیات آنیلین

۱( آنیلین ماده ای است که سریعاً در مجاورت هوا و نور قهوه ای رنگ می شود.

۲( وزن مولکولی آنیلین ۱۲/۹۳ می باشد.    ۳( نقطه ذوب آنیلین ۲/۶ درجه سانتیگراد است.

۴( نقطه جوش آنیلین ۴/۱۸۴ درجه سانتیگراد است.       ۵( وزن مخصوص آن ۰۲۳۶/۱ است.

۶( محلول در الکل و اتر است.در آب حلالیت اندکی دارد.

روش تولید آنیلین

چندین روش ساخت آنیلین وجود دارد که عبارتند از:

۱( از نیتروبنزن بوسیله احیاء                        ۲( از کلروبنزن بوسیله آمونولیز

۳( از نیتروبنزن بوسیله هیدروژن دارکردن کاتالیستی فاز بخار

استانیلید

استانیلید یا فنیل استامید نرمال یا استانیلین نرمال یک ماده ورقه ای (پرکی شکل) سفید یا کرم رنگ می باشد. این ماده در انواع بی رنگ، کریستالی براق نیز موجود است. از این ماده به عنوان تب بر و ضد درد استفاده می گردد. همچنین استانیلید به عنوان یک ماده میانی در ساخت رنگینه ها نقش حیاتی ایفا می کند.

خصوصیات

۱( استانیلید یک پودر سفید رنگ یا کرم رنگ یا به صورت ورقه ای می باشد.

۲( وزن مولکولی آن برابر ۱۶/۱۳۵ می باشد.  ۳( وزن مخصوص استانیلید ۲۱/۱ می باشد

۴(نقطه ذوب آن ۲/۱۱۴ درجه سانتیگراد می باشد. ۵( نقطه جوش استانیلید ۸/۳۰۳ درجه سانتیگراد میباشد.

۶( در الکل، اتر و بنزن حلالیت دارد.                          ۷( حلالیت آن در آب ناچیز است.

کاربرد و موارد مصرف:استانیلید به گسترده به عنوان تب بر و ضد درد استفاده می شود. مصرف اصلی استانیلید به قرار زیر می باشد.۱(داروئی ۲(مواد میانی و ساخت رنگهای نساجی ۳(به عنوان تسریع کننده در صنایع لاستیک سازی 4(پایدار کننده پراسید                .               

انواع                                    ۱( صنعتی                                      ۲( فوق العاده خالص

بررسی جایگاه صنعتی:در حال حاضر بین ۸ تا ۱۰ سازنده استانیلید در کشور هندوستان وجود دارد که مجموع ظرفیت آنها بالغ بر ۲۸۵۰ تن می باشد. هر چند تولیدات آنها بالغ بر ۲۱۰۰۰ تن می باشد ولی میزان تقاضای آن حدود ۳۲۰۰ تن تخمین زده می شود.

 

ابزار و مواد مورد نیاز:

پیست آب مقطر-ارلن-استوانه مدرج-پیپت-چراغ بونزن-ترازو-کاغذ صافی-قیف شیشه ای

آنیلین-استیک انیدرید

شرح آزمایش:

ابتدا ۲ سی سی آنلین را درون یک ارلن ریختیم و به آن ۱۵سی سی آب اضافه می کنیم.بهم می زنیم وبه محتویات ارلن10 سی سی  هم استیک انیدرید را کم کم اضافه کردیم.استانیلید رسوب می کند که مخلوط خام است. مخلوط واکنش را توسط قیف بوخنر و خلاء صاف کرده , کریستالهای بدست امده را با کمی اب سرد شستشو داده و بر روی کاغذ صافی نگهداری می کنیم تا کاملا خشک شوند. ماده حاصل را توزین نموده و راندمان محصول را بدست می اوریم. به منظور خالص سازی بیشتر کریستالهای بدست امده را در 25 سی سی اب گرم که محتوی نیم میلی لیتر الکل متیلیک می باشد حل کرده و قبل از سرد شدن صاف می نماییم .مایع صاف شده را سرد کرده تا کریستالها ظاهر شوند. سپس کا غذ صا فی را وزن کرده و مایع را به کمک قیف بوخنر و خلاء صاف کرده, کریستالهای بدست امده را با کمی اب سرد شستشو داده و بر روی کا غذ صافی نگهداری کرده تا خشک شود.

 

نتیجه گیری:

انیلین که بسیار به نور حساس است و باعت تغییر رنگ در ان می شود وبا نحوه تولید استانیلید که یک داروی شیمیایی و یکی از ارکان تولید استامینوفن است آشنا شدیم.

سوالات

 

1- مکانیزم تشکیل استانیلید را بنویسید.

2-از احیاء استانیلید چه ملوکولی حاصل می شود در ضمن محصولات حاصل از هیدرولیز استانیلید در محیط اسیدی را همراه با مکانیزم ذکر کنید.

3- چرا به هنگام تهیه پاراتیترو آنیلین بایستی آنیلین را قبل از نیتراسیون به استانیلید تبدیل نمود؟

 

پاسخ ها

1-استانیلید C6H5-NH(C=O)CH3 می با شد که در آن گروه NHCOCH3 بر روی حلقه ی آروماتیکی وجود دارد.درواقع استانیلید از واکنش استیک انیدرید با آنیلین یا با فنیل آمونیوم کلرید بدست می آید و وجود آب باعث ایجاد مزاحمت می شود زیرا استیک انیدرید وارد واکنش با آب می شود.                                             .                
در مرحله اول سنتز استانیلید از آنیلین، آنیلین در محلولی از هیدروکلرید اسید قرار می گیرد تا گروههای آمین در حالت تعادل قرار گیرند. سپس با افزایش استیک انیدرید و سدیم استات اجازه داده می شود که گروه عاملی استانیلید جانشین گروه آمینی موجود در آنیلین C6H5-NH2گردد.                            . 
درواقع سدیم استات باید بلافاصله افزوده شود زیرا گونه های پروتونه شده ی آمونیوم به دلیل اینکه زوج الکترون غیر پیوندی آمونیوم در دسترس نیستند، غیر هسته دوست می باشند و به همین دلیل با افزایش استیک انیدرید تنها واکنش استیله شدن رخ نمی دهد. اما سدیم استات اجازه می دهد که گروههای آمین آزاد شده و درنتیجه استیک انیدرید بتواند با آنها واکنش داده و استانیلید بدست آید.

 

 

 

 

 

تیتراسیون اسید و باز

تعیین نرمالیته HCLمجهول

آزمایش تئوری:

یک اکی والان از هر اسید با یک اکی والان از هر باز واکنش می دهد .بنابراین چنانچه محلول از اسید با غلظت نامعلوم در اختیارداشته باشید میتوانید غلظت آن را با تیتراسیون تعیین کنید. کافی است حجم معنی از آنرا برداشته وتیتر کنید وحجم سود مورد نیاز با غلظت معلوم جهت تیتراسیون را اندازه بگیرید . برای اینکه بفهمید درکدام نقطه مقادیر اکی والان با هم مخلوط شده اند بایستی از معرفی مثل فنل فتالئین که رنگ آن را از حالت بی رنگ در یک محلول اسیدی به صورت درمحیط بازی تغییر می کند استفاده کنید. اگر مثل این آزمایش ،به تدریج یک محلول بازی به یک محلول اسیدی افزوده شود به نقطه ای که درآن یک رنگ پایدار صورتی ظاهر شود نقطه اکی والان گفته می شود .دراین نقطه که گاهی اوقات نقطه ختم عمل نامیده می شود از مقدار کم واکنشگر مورد استفاده (تیترانت )که به مقدار اضافی برای رسیدن به تغییر رنگ ،ریخته شده است صرف نظر می کنیم.

می توان فرض کرد که تعداد اکی والان های برابری از اسید وباز مخلوط شده اند .با اندازه گیری حجم دو محلول مخلوط شده ودانستن نرمالیته یکی ازدو محلول می توانید نرمالیته دیگری را بیابید .

تیتراسیون:

روشی که توسط آن ، محلولی با غلظت مشخص به محلولی دیگر اضافه می‌شود تا واکنش شیمیایی بین دو ماده حل شده کامل گردد، تیتراسیون نامیده می‌شود.

روش تیتر کردن:

تیتر کردن از روش‌های تجزیه حجمی است. در تجزیه حجمی ابتدا جسم را حل کرده و حجم معینی از محلول آن را با محلول دیگری که غلظت آن مشخص است که همان محلول استاندارد نامیده می‌شود، می‌سنجند. در تیتراسیون محلول استاندارد به ‌طور آهسته از یک بورت به محلول حاوی حجم مشخص یا وزن مشخص از ماده حل شده اضافه می‌شود.

افزایش محلول استاندارد ، آنقدر ادامه می‌یابد تا مقدار آن از نظر اکی‌والان برابر مقدار جسم حل شده شود. نقطه اکی‌والان نقطه ای است که در آن ، مقدار محلول استاندارد افزوده شده از نظر شیمیایی برابر با مقدار حجم مورد نظر در محلول مجهول است. این نقطه را نقطه پایان عمل از نظر تئوری یا نقطه هم ارزی نیز می‌گویند.

در عمل تیتر کردن ، محلول استاندارد را از یک بورت به محلولی که باید غلظت آن اندازه گرفته می‌شود، می‌افزایند و این عمل تا وقتی ادامه دارد تا واکنش شیمیایی بین محلول استاندارد و تیتر شونده کامل شود. سپس با استفاده از حجم و غلظت محلول استاندارد و حجم محلول تیتر شونده ، غلظت محلول تیتر شونده را حساب می‌کنند.

 

آزمایش نظری:

هدف آزمایش

هدف از این ازمایش تعیین نرمالیته اسید و یا باز مجول و در کنار ان اشنایی با مفاهیم تجزیه حجمی و تیتراسیون می باشد

وسایل و مواد مورد نیاز

بورت 25 میلی لیتری

سود 0.1 نرمال

ارلن 250 میلی لیتری سود

بالون ژوژه 50   

10 میلی لیتر کلریدریک اسید

چند قظره فنول فتالئین

محاسبات

معمولا حجم مشخص (V) از محلول اسید با نرمالیته مجهول (N) انتخابکرده ، به‌کمک یک بورت مدرج به‌تدریج محلو ل یک باز به نرمالیته مشخص (N) به آن اضافه می‌کنند. عمل خنثی شدن وقتی کامل است که مقدار اکی‌والان گرم های باز مصرفی برابر مقدار اکی‌والان گرم های اسید موجود در محلول شود.

شرح ازمایش:

ابتدا داخل بورت با کمک بشر مقداری 40میلی لیتر سود میریزیم. نرمالیته ی این ماده ، معلوم میباشد و هدف ما در طی این آزمایش به دست آوردن نرمالیته ی ماده دیگر است. سپس آن را روی صفر تنظیم می نماییم. باید توجه شود که حین تنظیم کردن عدد صفر از روبه رو و به پایین تعقر سود نگاه شود تا خطای دید رخ ندهد.بعد از انجام این مراحل بورت را روی پایه سوار کرده .

با کمک پیپت مدرج 10ml هیدروکلریدریک اسید را برداشته و در ارلن می ریزیم آنگاه چند قطره از شناساگر فنل- فتالیین به ارلن اضافه می نماییم .این کار به این منظور انجام میشود که بتوانیم نقطه ی هم ارزی را به طور دقیق تری اندازه بگیریم. برای بالا بردن دقت دید و تشخیص بهنگام نقطه ی پایانی کاغذ سفیدی زیر ارلن قرار می دهیم.

در مرحله ی بعدی درون بورت توسط پیپت مدرج40cc ماده ی NaOH 0.1 نرمال می ریزیم (HCl یک اسید تک ظرفیتی میباشد نتیجه میگیریم نرمالیته ی آن برابر مولاریته ی آن  است .)

تیتر کردن را شروع میکنیم.ارلن را که درون آن 10cc ماده ی HClاست را زیر بورت میگریم و با دست چپ خود شیر بورت را باز میکنیم تا NaOH به آرامی به ارلن اضافه شود و با دست راست محلول را تکان میدهیم تا تغییر رنگ در تمامی ماده مشخص شود. شیر بورت را باز کرده  به صورتی که قطره قطره NaOH   درون ارلن بریزد و در هنگام خالی کردن NaOH   درارلن، ارلن را با دست راست تکان می دهیم تا NaOH  سریع تر با HCl خنثی شود . مشاهده کردیم که  هر قطره سود که در HCl  می ریزد  رنگ آن برای چند  لحظه صورتي شده  ودوباره شفاف می شود  آن قدر سود را اضافه می کنیم تا رنگ محلول به ، صورتی کم رنگ  که پایدار باشد و پس از مدتی رنگ محلول شفاف نشود تغییر کند وقتی که رنگ به مدت نیم دقیقه پایدار در محلول باقی ماند، نقطه ی پایانی فرا رسیده است ودر آن لحظه شیر بورت را می بندیم و ارلن را از زیر بورت خارج می کنیم  ومقدار  حجم  NaOH  مصرفی را یاداشت می کنیم که حجم آن در آزمایش ما مقدار 9ccمصرف شد.

حال با فرمولی که داریم یعنی N1 V1 = N2 V2 نرمالیته ی مجهول را به دست می آوریم .

در رابطه ی N1 V1 = N2 V2

N1 = نرمالیته یNaOH یعنی 1/0

V1 = حجم مصرفی NaOH یعنی 9cc

V2 = حجم معین HCl یعنی 10cc

N2 = نرمالیته ی مجهول HCI

با گذاشتن مقادیر در رابطه مقدار 09/0 برای نرمالیته ی HCl به دست می آید.

حال برای اطمینان از جواب حاصل آزمایش را دوباره تکرار میکنیم. این بار با دقت بیشتری مانند آزمایش قبل عمل میکنیم . مشاهده میشود که مقدار 9.5میلی لیتر باز NaOH مصرف میشود. و با گذاشتن مقادیر در رابطه ی N1 V1 = N2 V2 به مقدار 0.095 برای نرمالیته ی HCIمیرسیم.

جواب های ما در این دو آزمایش تنها 005/0 با هم تفاوت دارند که این تفاوت از مقدار واقعی به خاطر این به وجود آمده که ما تیتراسیون را وقتی پایان دادیم که از نقطه ی هم ارزی گذشته بود به همین دلیل HCl بیشتر از حد مورد نظر در NaOH حل شد .

 

نتیجه گیری:

محلول به دست آمده ما بسیار شفاف و یکنواخت(همگن) و به رنگ صورتی کم رنگ می باشد.زمانی که رنگ محلول به صورت صورتی کم رنگ ثابت ماند. از مقدار حجم باز استفاده شد غلظت اسید مجهول بدست می آید.

 

سوالات:

1- مصرفی یادداشت می شد اما با گذشت زمان چند دقیقه ای ،دوباره این رنگ از بین می رود . چرا ؟

 

2- هنگام استفاده ازپی پت چرا لازم است قبلا آن را یک بار با خود محلول مورد نظر هم شستشو دهید ؟

 

 

پاسخ نامه:

1-زماني ما محلول را رنگي(ارغواني) مشاهده مي كنيم كه دامنه PH بين 6- 11 باشد و با گذشت زمان وعبوراز نقطه ختم عمل بر PH افزوده مي شود درنتيجه پس از چند لحظه مجددا رنگ ارغواني به بي رنگي ميل مي كند.

 

2- براي ازبين بردن ناخالصي ها و خارج كردن هر ماده يا تركيب شيميايي به غير از محلول مورد نظر و آغشته شدن سرتاسر پي پت به ماده محلول ، بايستي پي پت با محلول شستشو داده شود.

 

آزمایش نیتروپروسایت سدیم

 

تئوری

ساختار اسیدهای آمینه

هر اسید آمینه ، از یک کربن نامتقارن به نام کربن آلفا تشکیل یافته است که با چهار گروه مختلف کربوکسیل (COOH) اتم هیدروژن ، گروه آمینه بازی (NH2-) و یک زنجیره غیر جانبی (R-) پیوند برقرار می‌کند. ریشه R ممکن است یک زنجیره کربنی و یا یک حلقه کربنی باشد. عوامل دیگری مانند الکل ، آمین ، کربوکسیل و نیز گوگرد می‌توانند در ساختمان ریشه R شرکت کنند. زنجیره جانبی خود چندین اتم کربن دارد و آنها را به ترتیبی که از کربن آلفا ، فاصله می‌گیرند، با حروف بتا (β) ، گاما (γ) و دلتا (δ) نشان می‌دهند.
اگر در حالی که عامل COOH روی کربن آلفا قرار داد عامل NH2 روی کربنهایی غیر آلفا قرار گیرد. نوع اسید آمینه به β ، γ یا δ تغییر خواهد کرد. اسیدهای آمینه آزاد به مقدار بسیار ناچیز در سلولها وجود دارند. بیشتر اسیدهای آمینه آلفا در سنتز پروتئین شرکت می‌کنند، در صورتی که اسیدهای آمینه بتا ، گاما و دلتا واسطه‌های شیمیایی هستند. بیشتر اسیدهای آمینه در PH هفت به صورت دو قطبی در می‌آیند یعنی گروه NH2 پروتون می‌گیرد و گروه COOH هیدروژن خود را از دست می‌دهد و به صورت –COO- در می‌آید.
ایزومری در اسیدهای آمینه

مطابق قرار داد اگر ساختمان فضایی یک اسید آمینه را در نظر بگیریم، چنانچه عامل NH2 که به کربن آلفا متصل است در طرف چپ باشد، می‌گوییم که این اسید آمینه از نوع L است و هرگاه عامل NH2 در طرف راست کربن آلفا قرار گیرد، گوییم که این اسید آمینه از نوع ∆ است. برخلاف قندهای طبیعی که از نوع دلتا هستند، اسیدهای آمینه طبیعی همگی از نوع L می‌باشند. ایزومرها را انانتیومر می‌گویند.

اسیدهای آمینه ضروری

از نظر تغذیه ، اسید آمینه‌ها را به دو دسته ضروری و غیر ضروری تقسیم می‌کنند. اسیدهای آمینه ضروری ، اسیدهای آمینه‌ای هستند که سلولها قادر به سنتز نیستند، در صورتی که اسیدهای آمینه غیر ضروری توسط سلولها از سایر مواد ساخته می‌شوند. نوع اسیدهای آمینه ضروری در نزد گونه‌های مختلف جانداران متفاوت است.

اسیدهای آمینه کمیاب

علاوه بر 20 اسید آمینه ، در برخی از پروتئینها اسیدهای آمینه تغییر شیمیایی یاخته‌ای وجود دارد که از نظر ساختار و فعالیت پروتئینها بسیار مهم‌اند. از مهمترین این تغییرات می‌توان اضافه شدن گروه هیدروکسی به اسید آمینه پرولین (هیدروکسی پرولین) و یا لیزین (هیدروکسی لیزین) ، انواع اسیدهای آمینه استیل‌دار و فسفریل‌دار را نام برد. هیدروکسی پرولین حدود 12% ساختار کلاژن را که یکی از پروتئینهای مهم جانوری است تشکیل می‌دهد همچنین این اسید آمینه در ساختار برخی از پروتئینهای دیواره یاخته‌ای گیاهان وجود دارد که اکستانسین نامیده می‌شود. هیدروکسی لیزین نیز در ساختار کلاژن وجود دارد به همین دلیل کلاژن یکی از پروتئینهای استثنایی در جانوران بشمار می‌آید.

معرف های لازم:

1.محلول نیتروپروسایت سدیم2.محلول سود3.محلول آلبومین4.محلول گلایسین5.محلول سیستئین

6.محلول کازئین

روش کار:

به دو میلی لیتر از محلول آلبومین,گلایسین,سیستئینو محلول کازئین سه قطره محلول نیتروپروسایت سدیم ریخته و رنگ را مشاهذه می کنیم.ازمایش را برای محلولهای آلبومین و کازئین دوباره تکرار کرده ولی اینبار بل از اضافه کردن نیتروپروسایت سدیم لوله را برای مدت کمی حرارت می دهیم و بعد از سرد شدن اضافه می کنیم.

نتیجه گیری:

البومین و کازوئین پیوندهایشان احیا شده و قبل از اینکه احیا شوند به رنگ بنفش دیده شدند و بعد از ان فقط رنگ انها پر رنگ تر  شد.

آزمایش ناین هیدرین

 

تئوری آزمایش

واکنش های عمومی اسید های آمینه

پروتئین ها پلی مرهای اسیدهای آمینه با وزن مولکولی زیاد می باشند.اسیدهای آمینه اسیدهای کربوکسیلیک آمین دار بوده واحدهای ساختمانی پروتئین ها را تشکیل می دهند.بیست اسید آمینه مختلف در بیوسنتز پروتئین های حیوانی و گیاهی شرکت می کنند که این اسیدهای آمینه عبارتند :

گلیسین (گلیکوکول)،آلانین ،والین،لوسین،ایزولوسین،سرین،ترئونین،سیستئین،متیونین،فنیل آلانین،تیروزین،اسید آسپارتیک،آسپارژین،اسید گلوتامیک،گلوتامین،لیزین،آرژنین،تریپتوفان،هیستیدین و پرولین در بین اسید های آمینه مذکور برخی دارای عامل هیدروکسیل (سرین و ترئونین) و بعضی دیگر دارای گوگرد (سیستئین و متیونین) و برخی دیگر از قبیل فنیل آلانین ،تیروزین،تریپتوفان دارای حلقه آروماتیک می باشد.اسید آسپارژیک و اسید گلوتامیک دارای دو عامل کربوکسیل (اسیدهای آمینه اسیدی )و آرژنین و لیزین دارای دو عامل آمین (اسید های آمینه قلیایی یا بازی) می باشد.

اسید های آمینه در محلول های خنثی به صورت یون های دو قطبی می باشند در آب تا حدودی محلول ولی در حلال های آلی ،غیر محلول می باشند.اگر کریستال اسید آمینه در آب حل شود مانند یک اسید(پروتون دهنده) و یا مانند یک باز (پروتون گیرنده) عمل می کند.ترکیباتی که دارای خاصیت آمفوتری هستند آمفولیت نامیده می شوند.اسیدهای آمینه می توانند مانند یک آمین و یا یک اسید کربوکسیلیک بعضی از واکنش های مربوط به این گروه ها را انجام دهند و همچنین برخی از واکنش هایی را که مربوط به طبیعت دوگانه آنها است نشان می دهند.

 واکنش های اسیدی اسیدهای آمینه

اسدهای آمینه به کندی در محلول بیکربنات سدیم حل می شوند و بعد از دو تا سه دقیقه گاز دی اکسید کربن (CO2 ) متصاعد می شود.این واکنش در مورد ترکیباتی که تولید پروتون می نماید صدق می کند.

روش کار:

مقدار ۵۰ گرم از یک اسید آمینه (پودر گلیسین) را در دو میلی لیتر محلول بیکربنات سدیم ( پنج درصد) حل کنید متصاعد شدن گاز دی اکسید کربن(CO2 ) دلیل بر وجود گروه کربوکسیل (COOH -) است.

واکنش آمینی اسیدهای آمینه

اسید های آمینه مانند آمین ها در مجاورت اسید نیترو تولید مشتقات اسید آلفا هیدروکسی اسید آمینه و نیتروژن می نمایند.این واکنش به طور کلی برای ترکیباتی که دارای گروه آمینی است مثبت بوده ولی ترکیبات حد واسط نسبت به هر اسید آمینه متفاوت می باشد.

مقداری از یک اسید آمینه (حدود ۵۰ میلی گرم پودر گلیسین) را در دو میلی لیتر اسید کلریدریک دو مولار حل کنید و در یک ظرف پر از یخ لوله را سرد نمایید سپس دو قطره نیتریت سدیم اضافه کنید و مشاهدات خود را یادداشت کنید.

مواد مورد نیاز آزمایش:

محلول 5mg/ml اسیدهای امینه گلایسین , تیروزین ,تریپتوفان ,پرولین و محلول یک درصد گلوکز.معرف نین هیدرین

طریقه انجام ازمایش:

3 میلی لیتر از اسید های آمینه را به طور جداگانه در لوله های آزمایش ریخته . چند قطره از محلول نین هیدرین به هر یک اضافه کرده و به مدت 15 دقیقه در حمام اب جوش قرار می دهیم.

نتیجه گیری:

رنگ بنفش در گلایسین و تیروزین و همه محلول ها ایجاد شد که نشان میدهد اسید امینه اند ولی در گلوگز رنگ بنفش درست نشد که نشان دهنده ی ممانعت ای اصل است.

همه آمینواسیدها جواب مثبت می دهند ← ارغوانی

پرولین  ← زرد

 آب مقطر  ←  بی رنگش

 

 

 

آزمایش مولیش

 

هدف آزمایش: تشخیص حضور کربوهیدرات در پروتئین

تئوری:

بیشتر قندها دارای فرمول CH2O)n) هستند و به همین دلیل هیدرات کربن نامیده می شود.از نظر اندازه، قندها به 3 دسته ی اصلی تقسیم می شوند: مونو ساکارید، الیگوساکارید، پلی ساکارید(ساکارید از لغت یونانی Sakcharon به معنی قند گرفته شده است.)

مونوساکاریدها یا قندهای ساده، پلی الکل هایی هستند که یکی از عوامل الکلی آنها به عامل آلدهیدی یا کتونی تبدیل شده است. در مونوساکاریدها به جز عامل کربونیل (آلدهیدی یا کتونی) بقیه ی کربن ها به عامل OH متل هستند.مونوساکاریدها از 3 تا 7 کربن هستند.در اثر هیدرولیز به قندهای ساده تر تبدیل نمی شوند.تمامی مونوساکاریدها(آلدهید=آلدوز و کتون=کتوز)دارای خاصیت احیائ کنندگی هستند که این خصوصیت به دلیل گروه آلدهیدی و کتونی می باشد.

مونوساکاریدها اگر دارای عامل آلدهیدی باشند، جزو گروه آلدوز و اگر دارای عامل کتونی باشند، جزو گروه کتوز ها می شوند.

نام گذاری گروه مونوساکاریدها به صورت این است:ose+تعداد کربن+aldo/keto

به عنوان مثال کتوتریوز، آلدوتتروز، آلدوپنتوز و...   . در بین مونوساکاریدها، پنتوزها  و هگزوزها مهمتر هستند.مونوساکاریدها ترکیباتی جامد، کریستالی و بی رنگ هستند که به راحتی در آب حل می شوند، ولی در حلال های آلی نامحلول هستند.اکثر مونوساکاریدها شیرین می باشند.اسکلت مونوساکاریدها را زنجیره ی کربنی خطی و غیر منشعب تشکیل می دهد.گلوکز و فروکتوز فراوان ترین مونوساکاریدهای موجود در طبیعت هستند. ریبوز و 2-داکسی ریبوز به دلیل شرکت در ساختمان DNA و RNA بسیار با اهمیت هستند.

الیگوساکاریدها از دو تا ده مونوساکارید تشکیل شده اند که در بین آنها، دی ساکاریدها از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند.مالتوز و سلوبیوز جزو دی ساکاریدهای احیاء کنند و ساکارز و تره هالوز جزو دی ساکاریدهای غیر احیا کننده هستند.

یکی از خصوصیات قند ها :

 مزه ی شیرین : درجه ی شیرینی

مالتوز= 0.32   گالاکتوز = 0.22  لاکتوز = 0.16   ساکارز = 1 فروکتوز = 1.73   اینورت = 1.3   گلوکز = 0.7 

مواد مورد نیاز آزمایش :

1. محلول یک درصد آلبومین و کازئین         2.معرف مولیش             3.اسید سولفوریک غلیظ

روش کار:

2 میلی لیتر محلول قند کازئین و آلبومین  را در دو لوله آزمایش بریزید(تمام قندها به این تست پاسخ مثبت میدهند)

3 قطره محلول آلفا نفتل به آن ها اضافه کرده و مخلوط کنید.

2 تا 3 میلی لیتر اسید سولفوریک غلیظ را به آرامی و از جدار لوله به آنها اضافه کنید

تشکیل حلقه ی بنفش نشان دهنده ی حضور قند در محلول است.

نتیجه

به علت دیده شدن حلقه ی بنفش رنگ به این نتیجه رسیدیم که محلول مورد نظر حاوی قند می باشد...